تبليغاتX
آری ! آغاز است به پایان نیاندیشم

عشق را برکمان بگذار و زه را بکش

سینه ام بی عشق است/ مسعود کیمیایی- زخم عقل

 

آقام هرچه کردم دلتگتان نشوم نشد.. توی صحن طلا به هر بهانه شکر حضورم را در دو رکعت دلتنگی به جا می آوردم.

نشد آقام! دلتنگتانم!

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 21 فروردین1387ساعت   توسط ناهید  |