تبليغاتX
آری ! آغاز است به پایان نیاندیشم

لطفا عرصه‌ي بلاگ‌نويسي را سنت خطابه‌ي خاله‌‌زنك‌بازي نكنيد. كسي كه باعث سرگرمي اين قسم مخاطبين مي‌شود اساس و بنيان همچين كارهايي را در بلاگستان به تدريج پايه‌گذاري مي‌كند. و كم كم بلاگ نويسي مي‌شود نوشتن و خواندن از روي بي‌كاري. بهتر نيست به جاي سرگرم كردن مخاطب و حساس كردن برخي به بعضي مسائل بي‌مورد كه هيچ جنبه‌ي هنري در آن ديده نمي‌شود و عمري نوشتن را زير سوال مي‌برد بنشينيم و اساسي بنويسيم. آيا مخاطب شما انقدر بي‌كار و مشنگ است كه بنشيند پاي حرف‌هاي (ببخشيد) دو صد من يك غاز كسي كه با دو هزار دوز و كلك در جملاتش استعاره و مجاز استفاده كرده كه اين و آن را بچزاند. يا كسي را به جان ديگري بياندازد.. يا اذهان را مخدوش كند. اينجا اعلام مي‌كنم. به عنوان يك نويسنده خاموش(گفتم نويسنده چون عادت به نوشتن دارم) حالم از اين بازي‌هايي كه سرانجام‌شان پرده‌دري و كمرنگ شدن شخصيت انساني است به هم مي‌خورد و كساني كه به اين مسائل دامن مي‌زنند مي‌خواهند با ايجاد هياهو و هوچي‌گري به اصطلاح گرد و خاك هوا كنند و خودشان را در ساختن همچين جرياني مثل بچه‌اي پاك و معصوم و بي‌خبر از همه جا جلوه دهند يا نقش‌شان را در اپيزود مخصوص خودشان كمرنگ كنند؛ جمله آدم‌هاي پست و حقيري هستند كه خيلي طول مي‌كشد به بيچارگي خودشان پي ببرند. و افسوس! افسوس كه در اين ميان عزيزترين‌ها هدف باشند و دوست‌داشتني‌ترين‌ها جريان‌ساز.

كسي كه قبل‌تر از اين، با يكي دو شماره «پي‌نوشت» در وصف حال خود مي‌نوشت؛ اكنون مي‌نشيند با آب و تاب وصف حال خودش را تنه‌ي اصلي «پست روز» وبلاگش مي‌كند و مطالب هنري‌اش را پي‌نوشت؛ با كسي كه وقت مخاطبش را مي‌گيرد و نمي‌گذارد يكي به درد خودش بسوزد و به زخم «چه كرده و نبايد مي‌كرده» نمك مي‌زند. هر دو يك شرايط را دارند. آن يكي به اين يكي ميدان مي‌دهد و اين يكي به آن يكي اجازه تاخت و تاز به داشته‌هايش.

خواهش مي‌كنم اين بازي‌هاي بچه‌گانه را كه مناسب منش هيچ‌كدام نيست تمام كنيد.

* عذرخواهي ناهيد عصباني را كه مي‌پذيريد؟

+ نوشته شده در  دوشنبه 7 بهمن1387ساعت   توسط ناهید  |