Yea! Is Outset, I don’t think at the end:
گذشت پاییز بی مرگی ؛ قشنگم وقت بی برگی؟!
درون شعر می لرزم ؛ در این تنهایی رنگی
بیا رقاصه ی غم هام ؛ چرا انقدر « دلتنگی ! »
نبین با باد می رقصم ! و با باران بی رنگی!
بیا معشوق خواب آلود ؛ چرا افتاده ای تنگی !!
همین امشب تمامش کن ؛ تبر بر دوش دلتنــــگی
+
نوشته شده در یکشنبه 26 آذر1385ساعت توسط ناهید
|

