دارم یک بهار دیگر را پشتسر میگذارم. یک بهار دیگر.. بهار دیگر.. دیگر.. هیس!
صدای آواز کودکانهام.. توی ماشین.. روی زانوی بابا.. دستم به رُل.. تهران به شمال .. جادهی رقاص هراز.. بابا شعر یادم میدهد، به دایی که رسیدم بخوانم: فصل گل صنوبره / عیدی ما یادت نره..
میپرم توی اتاق دایی .. کلاه مشکی لبهدار را میقاپم.. دنبالم میدود و با آن قد بلندش که من تا سر زانوهاش میرسم محکم توی بغلش فشار میدهد..
میگوید: پدرصلواتی! ماچم کن تا ولت کنم!
ماچ روی تهریش کفرم را در میآورد.. صورتش را میمالد روی نرمی گونههایم .. گریهام را بلند میکنم، مامان به دادم برسد.. مرغانهی خوشرنگ سفره را میقاپد.. اسکناس تا نخورده از دستهی پول سوا میکند؛ میگذارد توی جیب شلوارم..
علی را صدا میزند خرگوش نشانم بدهد..
...
مهدی میبردتم برکه و قورباغه میگرفت.. محمد سوار دوچرخهاش میکرد و میبردتم لبنیاتی سر کوچه.. سمیه به مجید میسپرد ببردم باغ.. دنبال مرغهایی میکردیم که انگار جت به پاهاشان بستن! حلزون جمع میکردیم و سنجاقک و پروانه! سنجاقکهای خپل همیشه گیر من میافتادند و پروانهها گیر مجید.. حلزونها که چشمهاشان میآمد بالا میزدم رویشان و میرفتند پایین..
آخ! دایی! عجب سالهایی بودند بچگی و عیدهای خانهی شما.. 1
+ دارم به بهاری که زود به درختها رسیده و به من و خانوادهام موقع تحویل سال میرسد لبخند میزنم
ــــــــــــــ
1- هنوز باور نمیکنم که دیگر پیش ما نیست...
سلام!
سرم را تکیه میدهم به شانهی عمودی ستون دست راست.. زل میزنم به شبکههای نورانی طاق.. اینجا عجب عروجی دارد نه آقا؟ من اینجا چقدر به خودم نزدیکم.. پیش شما که هستم چقدر آرامم.. چقدر خوبم.. چقدر ساکتم آقا؟
انگار فرشتهها در آغوشم گرفتهاند که سبک و نرم در این رهبانیت آرام گرفتهام.. اینجا چقدر خوابهای خوب تعبیر دارند آقا..
دو رکعت نماز میخوانم تا لبم از سجدهگاه زمین بر پاهای آقایم بوسه بگیرد.. آقا اینجا زیر تیغ خورشید عبادت خدا در رکعات نماز و زیارت شما چه کیفی می دهد.. الله اکبر انگار اینجا بیشتر اوج میگیرد.. انگار هنوز از دهانمان ذکر در نیامده دست خدا را می بوسند.. اقا خدا که این نزدیکیهاست شرمم میگیرد که نگاهش کنم از بس گنهکارم آقا.. آقا اینجا که منم و شمایی و خدا و دیگر هیچ.. میتوانم یک قولی از شما بگیرم.. دلم از هرم وجودتان شعله میخواهد آقا؟ نمیدانم انگار این جمله ادا ندارد.. آقا از نسیم وجودتان آرام میگیرم.. شما که آتشکده ندارید..(ادامه ندارد)

